حميد احمدى
150
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
گفتنى است جسد آن دو را همسر شهيد بزرگ اسلام ميثمتمار شبانگاه مخفيانه در كنار مسجد كوفه دفن مىكند . هنگام دستگيرى مسلم ، امام عليه السلام از مكه خارج شده بود . حضرت در يكى از منزلگاههاى بين مكه و عراق در منطقه « ثعلبيه » خبر شهادت مسلم و وقايع كوفه را دريافت داشت . « 1 » شنيدن خبر شهادت مسلم براى امام عليه السلام و يارانش بهمنزله نقطه عزيمت در حركت نهضت و جدىتر شدن آهنگ جهاد و شهادت است . از اين رو ، امام عليه السلام با سازماندهى سپاه ، دوازده پرچم را به يازده فرمانده سپاه مىدهد و يك پرچم را نيز براى حبيب بن مظاهر كنار مىگذارد و اعلام مىدارد كه فرمانده اين پرچم بهزودى به ما ملحق خواهد شد . بنابراين حادثه شهادت مسلم از ديدگاه امام عليه السلام پيامآور نبردى است اجتنابناپذير كه سرانجام آن نيز روشن است ؛ چنان كه حضرت اعلام مىدارد كه مسير و سرانجام ما جهاد و شهادت و اسارت است و هر كه براى كوفه و فرمانروايى بر عراق ما را همراهى كرده ، بداند كه چنين نخواهد شد . بعد از اين واقعه و سخنان بود كه عدهاى از كاروان امام عليه السلام جدا شدند و بازگشتند . « 2 » عزيمت امام عليه السلام به سمت عراق امام عليه السلام مدتى پس از خارج شدن از مكه و پيش از دريافت خبر شهادت مسلم بن عقيل ، نماينده ديگرى را به نام قيس بن مسهّر صيداوى همراه با نامهاى عازم كوفه كرد . امام عليه السلام در اين نامه بزرگان و رهبران كوفه را مطلع ساخت كه عازم آن شهر است و از آنان نيز خواسته بود كه در نهضت او فعالانه شركت كنند . اما قيس پيش از ورود به كوفه توسط سپاهيان عبيدالله بن زياد دستگير و نزد ابنزياد برده شد . پسر زياد از او خواست كه اسامى رهبران شيعه را - كه قرار بود نامه به آنان برسد - فاش نمايد و همچنين بر منبر مسجد شهر امام عليه السلام و پدرش را لعن كند . قيس با زيركى از فاش كردن نام افراد امتناع كرد ، اما گفت كه حاضر است در اجتماع عمومى به لعن بپردازد . ابنزياد با خرسندى تمام قيس را به مسجد اعظم كوفه در ميان مردم برد ، اما او به رغم آنچه ابنزياد مىپنداشت ، به ستايش امام على عليه السلام و فرزندان او پرداخت و بنىاميه و پسر زياد را لعن كرد . ابنزياد از اين اقدام به شدت خشمگين شد . سرانجام پس از چند روز او را از بالاى قصر
--> ( 1 ) . ابنحجر هيثمى ، الصواعق المحرقة ، ص 196 به بعد . ( 2 ) . بنگريد به : همان ، ص 195 .